در ميان اين رياضيدانان كوچكتر دو تن شهرت ويژهاي دارند، و اين نه بهخاطر استعداد فراوان آنها، بلكه بهخاطر رواج وسيع آثارشان است، كه قرنها دوام يافت: الكساندر ويلديويي و جان هاليفاكسي (ساكروبُسكو). الكساندر موٴلف منظومهاي در باب حساب بود كه روشهاي هند و عربي را توضيح ميداد. اين كتاب و ترجمههاي فرانسه، انگليسي و ايسلندي آن خوانندگان فراواني داشت. ساكروبسكو رسالههايي در مقدمات حساب، اخترشناسي و تقويم نوشت. يكي از آنها به نام كتاب افلاك شايد رايجترين آنها بود، و گواه آن تعداد نسخهها، تحريرها، شرحها، و ترجمههاي آن به زبانهاي متعدد از جمله عبري است.
كتاب حساب او جنبهاي كاملاً عملي داشت، كه در نتيجه موجب افزايش رواج آن ميشد، اين رساله موجب رواج اعتقاد عمومي در مورد ((ارقام عربي)) شد، چنان كه گويي اين ارقام واقعاً از ابداعات اسلامي بود.
با برخي رياضيدانان ديگر قبلاً آشنا شدهايم. رابرت گروستست از نخستين كساني بود كه دربارهٴ لزوم تقويم تازهاي به بحث پرداخت، و پيشگاماني كه تقويم گريگوري (1582) را تهيه كردند عقايد وي را بارها متذكر شدند. ويليام لونيسي رسالهاي در جبر را از عربي ترجمه كرد.
رسالهاي در اختيارات به نحويِ انگليسي، جان گارلندي، منسوب است. بالاخره برخي موٴلفان ناشناس به تأليف آثاري در حساب هند پرداختند، از قبيل رسالههاي هانوور و سيلم. جالبترين اين رسالههاي ناشناس رسالهٴ آلگوريتم آكسفورد به زبان فرانسه است، كه احتمالاً قديميترين رسالهٴ حساب هندي به يكي از زبانهاي محلي اروپاست.
اكنون، ميتوان به گروهي از افراد پرداخت كه توجه آنها بيش از رياضيات به اخترشناسي و اخترگويي بود. جان لندني در آكسفورد به تدريس اخترشناسي و هواشناسي پرداخت. مايكل اسكات عقايد بطروجي را در غرب لاتيني معرفي كرد (طليطله 1217)، و بعدها (پس از 1227)، در اثناي اقامت در دربار فردريك دوم، رسالههايي در باب اخترگويي براي ولينعمت خويش نوشت. ويليام انگليسي (يا به نام ديگرش گيوم دو مارسي) بيشتر سعي خود را مصروف شرح زيج زرقالي كرد، و بدين ترتيب به انتقال باورهاي غلط دربارهٴ اقبال و ادبار اعتدالين ياري كرد. وي به تلخيص مجسطي پرداخت و رسالهاي در باب اخترگويي در طب نوشت. او نخستين نويسندهٴ لاتيني بود كه به انتشار توضيحات زرقالي در مورد عقايد يونان و عربي مربوط به ابعاد منظومهٴ شمسي اقدام كرد.
ساليوي پادوايي، لئوپولد اتريشي (كه به احتمال زياد به نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم تعلق دارد)، و هنريك هارپستراينگ هم رسالههايي در باب اخترگويي ترجمه و تأليف كردند. يادآوري اين مطلب دلچسب است كه جوواني ويچنزايي از راهبان دومينيكي چنان شهامتي داشت كه به رد اخترگويي پرداخت.
جدا كردن آثار اخترشناسي از آثار مربوط به اخترگويي غيرممكن است، چون هر